خرید بک لینک
زیباترین قصیده ای که خوانده ام... در شبان غم تنهایی خویشعابد چشم سخنگوی تواممن در این تاریکیمن در این تیره شب جانفرسازائر ظلمت گیسوی توامگیسوان تو پریشانتر از اندیشه ی منگیسوان تو شب بی پایان کارجنگل عطرآلودشکن گیسوی توموج دریای خیالکاش با زورق اندیشه شبیاز شط گیسوی مواج تو، منبوسه زن بر سر هر موج گذر می کردمکاش بر این شط مواجِ سیاههمه ی عمر سفر می کردممن هنوز از اثر عطر نفسهای تو سرشار سرورگیسوان تو در اندیشه ی من گرم رقصی موزونکاشکی پنجه ی مندر شب گیسوی پر پیچ تو راهی می جست چشم من چشمه ی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهار کوهی تاريخ: دوشنبه 26 مرداد 1405 ساعت: 14:14

يه جاهايي هم تو زندگي هست كه خيال ميكني هنوز راه زيادي در پيش داري اما يهو يه روز يه جايي همين ميون برميگردي به پشت سرت نگاه ميكني ميبني تموم شدي ... و همون برگ هايي كه تند تند براي رسيدن به آينده ورق زدي زندگيت بود ...تو متعلق به همونجا بودي و ديگه ايني كه الان هست و داره به زندگي ادامه ميده فقط يه ماسكه يه صورتك يه جلد غيرواقعي ...تو همون بودي همون گذشته ...کودكي نوجواني و جواني كه گذشت و داره ميگذره ...تمام شخصيت هايي كه اومدن توزندگيت و رفتن تمام روزهايي كه گذشت ..زمستون و بهار و تابستون و ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهار کوهی تاريخ: دوشنبه 26 مرداد 1405 ساعت: 14:14

بهار مي‌آيد و ما،  در مسيرِ رودخانه،  گل مي‌چينيم دکتر دشمن زیاری در«شراره های آفتاب» منو شرمنده لطفشون کردند و البته از درد نوشتن دردی که میگه حتی سال ها بعد هم منتظر دیدن دنیای زیبایی نباشم...کاش انسانیت نمیمرد:  + نوشته شده در جمعه پانزدهم فروردین ۱۳۹۳ ساعت ۱۲:۴۸ ب.ظ توسط س.م  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهار کوهی تاريخ: سه شنبه 25 آذر 1404 ساعت: 14:16

زیباترین قصیده ای که خوانده ام... در شبان غم تنهایی خویشعابد چشم سخنگوی تواممن در این تاریکیمن در این تیره شب جانفرسازائر ظلمت گیسوی توامگیسوان تو پریشانتر از اندیشه ی منگیسوان تو شب بی پایانجنگل عطرآلودشکن گیسوی توموج دریای خیالکاش با زورق اندیشه شبیاز شط گیسوی مواج تو، منبوسه زن بر سر هر موج گذر می کردمکاش بر این شط مواجِ سیاههمه ی عمر سفر می کردممن هنوز از اثر عطر نفسهای تو سرشار سرورگیسوان تو در اندیشه ی من گرم رقصی موزونکاشکی پنجه ی مندر شب گیسوی پر پیچ تو راهی می جست چشم من چشمه ی زاینادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهار کوهی تاريخ: سه شنبه 25 آذر 1404 ساعت: 14:16

جهان و كار جهان جمله هيچ در هيچ است

هزار بار من اين نكته كرده ام تحقيق...

نميدونم هنوزم كسي هست كه بلاگفا بياد يا نه...

ولي من هر وقت غمگينم اينجا اومدن آرومم ميكنه...

تو اين سال ها هر چي نوشتم التماس دعا ...انگار كسي براي ما دعا نكرد...يا اگرم دعا كرد مستجاب نشد...

تا بالاخره خودمون تبديل شديم به دعاي مجسم ...يعني همت خودمون كارگشا بشه...

تا يار كه را خواهد و ميلش به كه باشد...

برچسب: نویسنده: بهار کوهی تاريخ: شنبه 1 بهمن 1401 ساعت: 1:35

دکتر دشمن زیاری در«شراره های آفتاب» منو شرمنده لطفشون کردند و البته از درد نوشتن دردی که میگه حتی سال ها بعد هم منتظر دیدن دنیای زیبایی نباشم...کاش انسانیت نمیمرد: شراره های آفتاب ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهار کوهی تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 13:27

يه جاهايي هم تو زندگي هست كه خيال ميكني هنوز راه زيادي در پيش داري اما يهو يه روز يه جايي همين ميون برميگردي به پشت سرت نگاه ميكني ميبني تموم شدي ... و همون برگ هايي كه تند تند براي رسيدن به آينده ورق زدي زندگيت بود ... تو متعلق به همونجا بودي و ديگه ايني كه الان هست و داره به زندگي ادامه ميده فقط يه ماسكه يه صورتك يه جلد غيرواقعي ... تو همون بودي همون گذشته ك... ودكي نوجواني و جواني كه گذشت و داره ميگذره ... تمام شخصيت هايي كه اومدن توزندگيت و رفتن تمام روزهايي كه گذشت ..زمستون و بهار و تابستون و پاييز... ديگه تمايلي نداري افراد جديدي را وارد زندگيت كني... ادامه مطلب

برچسب: ديگه برام مهم نيست,ديگه برام مهم نيستي,ديگه برات مهم نيستم,دیگه برام مهم نیست,دیگه برام مهم نیست نبودنت کنارم,دیگه هیچی برام مهم نیست,اس ديگه برام مهم نيستي,دیگه چیزی برام مهم نیست,آهنگ دیگه برام مهم نیست نبودنت کنارم,متن دیگه برام مهم نیست, نویسنده: بهار کوهی تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 13:27

صفحه بندی